das Serviermädchen
پیشخدمت زن، دوشیزه پیشخدمت
Bedeutungen
1
زنی جوان که در رستورانها، کافهها یا خانهها وظیفه پذیرایی و خدمترسانی به مشتریان یا مهمانان را بر عهده دارد. این واژه امروزه کمتر استفاده میشود و ممکن است کمی قدیمی یا تحقیرآمیز تلقی شود.
- Das Serviermädchen brachte uns die Speisekarte.پیشخدمت جوان منوی غذا را برایمان آورد.
- Früher war es üblich, dass ein Serviermädchen die Gäste bediente.در گذشته معمول بود که یک پیشخدمت زن به مهمانان خدمت کند.
- Sie arbeitete als junges Serviermädchen in einem kleinen Café.او به عنوان یک پیشخدمت جوان در یک کافه کوچک کار میکرد.