das Serviermädchen

Aussprache: /zɛrˈviːɐ̯ˌmɛːtçən/
Worttrennung: Ser·vier·mäd·chen
اسم

پیشخدمت زن، دوشیزه پیشخدمت

Bedeutungen

1

زنی جوان که در رستوران‌ها، کافه‌ها یا خانه‌ها وظیفه پذیرایی و خدمت‌رسانی به مشتریان یا مهمانان را بر عهده دارد. این واژه امروزه کمتر استفاده می‌شود و ممکن است کمی قدیمی یا تحقیرآمیز تلقی شود.

  • Das Serviermädchen brachte uns die Speisekarte.پیشخدمت جوان منوی غذا را برایمان آورد.
  • Früher war es üblich, dass ein Serviermädchen die Gäste bediente.در گذشته معمول بود که یک پیشخدمت زن به مهمانان خدمت کند.
  • Sie arbeitete als junges Serviermädchen in einem kleinen Café.او به عنوان یک پیشخدمت جوان در یک کافه کوچک کار می‌کرد.