die Servilität
چاپلوسی، سرسپردگی، بلهقربانگویی
Bedeutungen
1
رفتار یا نگرش مطیعانه، چاپلوسانه و بیش از حد فروتنانه نسبت به یک فرد قدرتمند یا یک مقام، که اغلب با فقدان عزت نفس یا استقلال همراه است.
- Seine ständige Servilität gegenüber dem Chef war peinlich.چاپلوسی دائمی او نسبت به رئیس، شرمآور بود.
- Diese Haltung zeugt von einer tiefen Servilität.این نگرش نشاندهنده سرسپردگی عمیقی است.
- Man sollte keine Servilität zeigen, sondern Respekt.نباید چاپلوسی نشان داد، بلکه احترام.