der Setzer
حروفچین (در صنعت چاپ)
Beispiele
- Münzer hatte sich von einem ''Setzer'', der nach Hause ging, das Blatt bringen lassen, um zu prüfen, ob alles in Ordnung sei.مونتسر از یک حروفچین که به خانه میرفت، برگه را گرفته بود تا بررسی کند که آیا همه چیز مرتب است یا خیر.