sexsüchtig

Aussprache: /zɛksˈzʏçtɪç/
Worttrennung: sex·süch·tig
صفت

به سکس اعتیاد دارد، اعتیاد جنسی

Bedeutungen

1

داشتن میل یا نیاز شدید و غیرقابل کنترل به فعالیت جنسی، به طوری که بر زندگی فرد تأثیر منفی بگذارد.

  • Er kämpft mit seiner sexsüchtigen Natur.او با طبیعتِ معتاد به سکس خود مبارزه می‌کند.
  • Die Therapie hilft Menschen, die sexsüchtig sind.این درمان به افرادی که به سکس معتاد هستند کمک می‌کند.
  • Ein sexsüchtiger Mensch kann Schwierigkeiten in seinen Beziehungen haben.یک فرد معتاد به سکس می‌تواند در روابط خود مشکلاتی داشته باشد.