der Sexsklave

Aussprache: /ˈzɛksˌsklaːvə/
Worttrennung: Sex·skla·ve
اسم

برده جنسی

Bedeutungen

1

شخصی که به اجبار یا فریب در بردگی جنسی قرار گرفته و مجبور به انجام اعمال جنسی علیه میل خود می‌شود.

  • Die Organisation kämpft gegen die Ausbeutung von Menschen als Sexsklaven.این سازمان با استثمار انسان‌ها به عنوان برده جنسی مبارزه می‌کند.
  • Der Bericht enthüllte das schreckliche Schicksal der Sexsklaven in der Region.این گزارش سرنوشت وحشتناک بردگان جنسی در منطقه را فاش کرد.
  • Die Polizei befreite mehrere Opfer, die als Sexsklaven gehalten wurden.پلیس چندین قربانی را که به عنوان برده جنسی نگهداری می‌شدند، نجات داد.