die Siebenbürgerin

Aussprache: /ˈziːbn̩ˌbʏrɡərɪn/
Worttrennung: Sie·ben·bür·ge·rin
اسم

زن اهل ترانسیلوانیا

Bedeutungen

1

زن اهل منطقه تاریخی ترانسیلوانیا (Siebenbürgen) که امروزه بخشی از رومانی است.

  • Meine Großmutter war eine Siebenbürgerin aus Hermannstadt.مادربزرگ من یک زن اهل ترانسیلوانیا از شهر سیبیو بود.
  • Die Siebenbürgerin erzählte uns Geschichten aus ihrer Heimat.آن زن اهل ترانسیلوانیا داستان‌هایی از سرزمین مادری‌اش برای ما تعریف کرد.
  • Als Siebenbürgerin hat sie eine besondere Verbindung zur sächsischen Kultur.او به عنوان یک زن اهل ترانسیلوانیا، ارتباط ویژه‌ای با فرهنگ ساکسون‌ها دارد.