die Siegmächtigkeit
قدرت پیروزیبخشی، توانایی ذاتی برای پیروزی
Bedeutungen
1
توانایی یا قابلیت ذاتی یک فرد، تیم یا ایده برای پیروز شدن؛ قدرت پیروزیبخشی.
- Die Siegmächtigkeit der Mannschaft war schon vor dem Spiel offensichtlich.قدرت پیروزیبخشی تیم حتی قبل از بازی آشکار بود.
- Er glaubte fest an die Siegmächtigkeit seiner Idee.او عمیقاً به توانایی پیروزیبخشی ایدهاش اعتقاد داشت.
- Die strategische Planung trug zur Siegmächtigkeit im Konflikt bei.برنامهریزی استراتژیک به قدرت پیروزیبخشی در مناقشه کمک کرد.