die Siegmächtigkeit

Aussprache: /ˈziːkˌmɛçtɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Sieg·mäch·tig·keit
اسم

قدرت پیروزی‌بخشی، توانایی ذاتی برای پیروزی

Bedeutungen

1

توانایی یا قابلیت ذاتی یک فرد، تیم یا ایده برای پیروز شدن؛ قدرت پیروزی‌بخشی.

  • Die Siegmächtigkeit der Mannschaft war schon vor dem Spiel offensichtlich.قدرت پیروزی‌بخشی تیم حتی قبل از بازی آشکار بود.
  • Er glaubte fest an die Siegmächtigkeit seiner Idee.او عمیقاً به توانایی پیروزی‌بخشی ایده‌اش اعتقاد داشت.
  • Die strategische Planung trug zur Siegmächtigkeit im Konflikt bei.برنامه‌ریزی استراتژیک به قدرت پیروزی‌بخشی در مناقشه کمک کرد.