der Silberbräutigam

Aussprache: /ˈzɪlbɐˌbʁɔɪ̯tɪɡam/
Worttrennung: Sil·ber·bräu·ti·gam
اسم

داماد نقره‌ای (همسر در سالگرد ۲۵ سال ازدواج)

Bedeutungen

1

اصطلاحی که به همسر (معمولاً مرد) در جشن بیست و پنجمین سالگرد ازدواج (سالگرد نقره) اطلاق می‌شود.

  • Er ist stolz darauf, seine Silberbraut nach so vielen Jahren immer noch zu lieben.او افتخار می‌کند که پس از این همه سال، هنوز همسر نقره‌ای خود را دوست دارد.
  • Die Kinder gratulierten ihrem Vater, dem Silberbräutigam, herzlich.فرزندان به پدرشان، داماد نقره‌ای، صمیمانه تبریک گفتند.
  • Als Silberbräutigam erhielt er ein besonderes Geschenk von seiner Frau.به عنوان داماد نقره‌ای، او هدیه ویژه‌ای از همسرش دریافت کرد.