das Silbergerät

Aussprache: /ˈzɪlbɐɡəˌʁɛːt/
Worttrennung: Sil·ber·ge·rät
اسم

ظرف نقره، وسیله نقره

Bedeutungen

1

اشیائی که از فلز نقره ساخته شده‌اند، به ویژه ظروف غذاخوری، تزئینی یا کاربردی.

  • Das alte Silbergerät wurde bei besonderen Anlässen benutzt.ظروف نقره قدیمی در مناسبت‌های خاص استفاده می‌شدند.
  • Sie erbte eine Sammlung von feinem Silbergerät von ihrer Großmutter.او مجموعه‌ای از ظروف نقره نفیس را از مادربزرگش به ارث برد.
  • Der Wert des Silbergeräts stieg im Laufe der Jahre.ارزش ظروف نقره در طول سال‌ها افزایش یافت.