das Silberkästchen

Aussprache: /ˈzɪlbɐˌkɛstçən/
Worttrennung: Sil·ber·käs·t·chen
اسم

جعبه نقره‌ای کوچک، جعبه جواهرات نقره‌ای

Bedeutungen

1

یک جعبه کوچک که از نقره ساخته شده است، معمولاً برای نگهداری جواهرات یا اشیاء قیمتی کوچک.

  • Sie bewahrte ihre liebsten Ohrringe in einem kleinen Silberkästchen auf.او گوشواره‌های محبوبش را در یک جعبه نقره‌ای کوچک نگهداری می‌کرد.
  • Das Silberkästchen war ein Erbstück ihrer Großmutter.آن جعبه نقره‌ای کوچک یادگاری از مادربزرگش بود.
  • Auf dem Nachttisch stand ein kunstvoll verziertes Silberkästchen.روی میز کنار تخت، یک جعبه نقره‌ای کوچک با تزئینات هنرمندانه قرار داشت.