der Silberschmuck

Aussprache: /ˈzɪlbɐˌʃmʊk/
Worttrennung: Sil·ber·schmuck
اسم

زیورآلات نقره، جواهرات نقره

Bedeutungen

1

اشیائی تزئینی مانند انگشتر، گردنبند یا دستبند که از نقره ساخته شده‌اند.

  • Er schenkte ihr einen schönen Silberschmuck.او یک جواهر نقره زیبا به او هدیه داد.
  • Silberschmuck ist oft preiswerter als Goldschmuck.جواهرات نقره اغلب ارزان‌تر از جواهرات طلا هستند.
  • Dieser Laden verkauft handgefertigten Silberschmuck.این مغازه جواهرات نقره دست‌ساز می‌فروشد.