das Silberstück

Aussprache: /ˈzɪlbɐˌʃtʏk/
Worttrennung: Sil·ber·stück
اسم

سکه نقره، قطعه نقره

Bedeutungen

1

قطعه‌ای از فلز نقره، که می‌تواند به شکل سکه، شمش یا شیء دیگر باشد.

  • Er fand ein altes Silberstück auf dem Flohmarkt.او یک قطعه نقره قدیمی در بازار دست‌فروشان پیدا کرد.
  • Der Preis für dieses Silberstück ist sehr hoch.قیمت این قطعه نقره بسیار بالا است.
  • Sie sammelt alte Silberstücke aus verschiedenen Ländern.او قطعات نقره قدیمی از کشورهای مختلف را جمع‌آوری می‌کند.