„Sie wandte ihm bloß ihre - ja, nun sah er es klar - ihre ein wenig banalen Züge zu. (So banal wie Gäa, Demeter, wie die Göttin Natur, etwas in dieser Preislage, wies er sich zurecht und verwarf gleichzeitig aus geschmäcklerisch-literarischen Gründen das ''Simile''.)“
«او فقط چهرهای را به او نشان داد که - بله، حالا او به وضوح میدید - چهرهای کمی پیش پا افتاده بود. (به همان اندازه پیش پا افتاده مانند گایا، دمتر، مانند الهه طبیعت، چیزی در این رده قیمت، او خود را توجیه کرد و در عین حال به دلایل ادبی-ذوقی، این تشبیه را رد کرد.)»