der Singsang
آواز یکنواخت و کسلکننده، زمزمه (با لحن تحقیرآمیز)
Beispiele
- Die Wilden sangen eine Weile - wenn man ihren zittrigen, von Zungenschnalzen und Zähneklappern unterbrochenen ''Singsang'' als Gesang bezeichnen konnte, in dem die gellenden Frauenstimmen das Gebrummel der Männer übertönten.وحشیها مدتی آواز خواندند - اگر میشد آواز یکنواخت و لرزان آنها را که با صدای زبان و دندان قروچه قطع میشد، آواز نامید، آوازی که در آن صدای جیغمانند زنان بر غرغر مردان غلبه میکرد.