das Skandälchen
رسوایی کوچک، جنجال جزئی
Bedeutungen
1
یک رسوایی یا جنجال کوچک و کماهمیت که توجه زیادی را به خود جلب نمیکند یا تأثیرات گستردهای ندارد.
- Die Angelegenheit war nur ein kleines Skandälchen, das schnell vergessen war.این موضوع تنها یک رسوایی کوچک بود که به سرعت فراموش شد.
- Die Boulevardpresse machte aus jeder Kleinigkeit ein Skandälchen.مطبوعات زرد از هر چیز کوچکی یک جنجال جزئی میساختند.
- Es gab ein kleines Skandälchen wegen der verspäteten Lieferung.به دلیل تأخیر در تحویل، یک جنجال جزئی رخ داد.