der Skandinavier
اسکاندیناویایی، اهل اسکاندیناوی
Beispiele
- Früher, als Deutsche, ''Skandinavier'' und Griechen kamen und alles gut ging, jammerte Tassos ausgiebig; heute, da er Grund zum Jammern hätte, ist er lächelnder Fatalist.قبلاً، وقتی آلمانیها، اسکاندیناویاییها و یونانیها میآمدند و همه چیز خوب پیش میرفت، تاسوس به شدت شکایت میکرد؛ امروز که دلیلی برای شکایت دارد، یک تقدیرگرای خندان است.