die Skatspielerin

Aussprache: /ˈskaːtˌʃpiːlərɪn/
Worttrennung: Skat·spie·le·rin
اسم

بازیکن اسکَت (زن)

Bedeutungen

1

زنی که بازی ورق اسکَت را انجام می‌دهد.

  • Die Skatspielerin analysierte ihre Karten sorgfältig.بازیکن اسکَت کارت‌هایش را با دقت تحلیل کرد.
  • Sie ist die beste Skatspielerin in unserem Verein.او بهترین بازیکن اسکَت در باشگاه ما است.
  • Als talentierte Skatspielerin beherrscht sie alle Tricks des Spiels.او به عنوان یک بازیکن اسکَت با استعداد، تمام ترفندهای بازی را بلد است.