der Skidoo
اسنوموبیل، ماشین برفی
Beispiele
- Ein 64-jähriger Feldkirchner wollte nach einem Skirennen die Torstangen mit einem ''Skidoo'' einsammeln, als er mit dem Gerät über den Pistenrand fuhr.یک مرد ۶۴ ساله از فلدکیرش میخواست پس از مسابقه اسکی، میلههای دروازه را با یک اسنوموبیل جمع کند که با دستگاه از لبه پیست خارج شد.