das Skifliegen

Aussprache: /ˈʃiːˌfliːɡn̩/
Wortzerlegung: Ski·flie·gen
اسم

پرواز با اسکی (نوعی پرش با اسکی روی پرش‌های بسیار بزرگ)

Beispiele

  • Er belegte den ersten Rang beim ''Skifliegen.او مقام اول را در «پرواز با اسکی» کسب کرد.
  • Skisprung-Olympiasieger Martin Schmitt kann sich beim ''Skifliegen'' Weiten von bis zu 300 Meter vorstellen.مارتین اشمیت، قهرمان المپیک پرش با اسکی، می‌تواند مسافت‌های تا ۳۰۰ متر را در «پرواز با اسکی» تصور کند.