der Skistock

Aussprache: /ˈʃiːˌʃtɔk/
Worttrennung: Ski·stock
اسم

چوب اسکی

Bedeutungen

1

چوب بلندی که اسکی‌بازان برای حفظ تعادل، کمک به حرکت و هدایت اسکی از آن استفاده می‌کنند.

  • Er verlor einen Skistock im tiefen Schnee.او یکی از چوب‌های اسکی‌اش را در برف عمیق گم کرد.
  • Die Skistöcke sind aus leichtem Aluminium gefertigt.چوب‌های اسکی از آلومینیوم سبک ساخته شده‌اند.
  • Mit den Skistöcken stößt man sich vom Boden ab.با چوب‌های اسکی خود را از زمین بلند می‌کنند.