das Sklavenmädchen
کنیز، دختر برده
Bedeutungen
1
دختر یا زن جوانی که به عنوان برده خرید و فروش میشود یا در خدمت دیگران است.
- In alten Zeiten war das Sklavenmädchen oft für Hausarbeiten zuständig.در زمانهای قدیم، کنیز اغلب مسئول کارهای خانه بود.
- Die Geschichte handelt von einem mutigen Sklavenmädchen, das seine Freiheit erlangte.این داستان درباره یک کنیز شجاع است که آزادی خود را به دست آورد.
- Das Sklavenmädchen musste dem Befehl seines Herrn gehorchen.کنیز مجبور بود از دستور ارباب خود اطاعت کند.