das Snowboard Aussprache:/ˈsnoːboːɐ̯t/Wortzerlegung:Snow·board اسم اسنوبرد جملات نمونه برای Snowboard:Jochen fährt diese Woche in den Bergen mit seinem ''Snowboard.''یوخن این هفته در کوهستان با اسنوبرد خود اسکی میکند.„Darin war auch jede Menge Outdoor-Kram, Ski und ''Snowboards'', Angelruten und Wathosen.“«در آنجا همچنین مقدار زیادی وسایل فضای باز، اسکی و اسنوبرد، چوب ماهیگیری و شلوارهای ضدآب وجود داشت.»