der Solidaritätsbesuch

Aussprache: /zoliˌdaːriˈtɛːt͡sˌbəzuːx/
Worttrennung: So·li·da·ri·täts·be·such
اسم

دیدار همبستگی

Bedeutungen

1

دیداری که با هدف نشان دادن حمایت، همدردی یا همبستگی با فرد یا گروهی انجام می‌شود.

  • Der Solidaritätsbesuch des Politikers in der Krisenregion war ein wichtiges Zeichen.دیدار همبستگی آن سیاستمدار در منطقه بحران‌زده نشانه مهمی بود.
  • Nach dem Unglück gab es viele Solidaritätsbesuche von Nachbarn und Freunden.پس از حادثه، دیدارهای همبستگی زیادی از سوی همسایگان و دوستان صورت گرفت.
  • Ein Solidaritätsbesuch kann den Betroffenen viel Kraft geben.یک دیدار همبستگی می‌تواند به افراد آسیب‌دیده قدرت زیادی بدهد.