der Solitär

Aussprache: /zoliˈtɛːɐ̯/
Worttrennung: So·li·tär
اسم

موجود یا گیاه تک‌زیست و منفرد، سنگ قیمتی (الماس) منفرد

Bedeutungen

1

موجود زنده (جانور یا گیاه) یا پدیده‌ای که به تنهایی زندگی می‌کند یا وجود دارد و از همنوعان خود جداست.

  • Der alte Baum steht als Solitär auf der Wiese.درخت کهنسال به صورت منفرد در چمنزار ایستاده است.
  • Ein einsamer Wolf, ein echtes Solitär, durchstreifte die Berge.گرگ تنهایی، یک تک‌زیست واقعی، در کوهستان‌ها پرسه می‌زد.
  • Diese Orchideenart wächst als Solitär und nicht in Kolonien.این گونه ارکیده به صورت منفرد رشد می‌کند و نه به صورت کلنی.
2

یک سنگ قیمتی، معمولاً الماس، که به تنهایی و بدون نگین‌های دیگر تراشیده و یا در جواهر نصب شده است.

  • Sie trug einen Ring mit einem großen Solitär.او انگشتری با یک الماس منفرد بزرگ به دست داشت.
  • Der Juwelier präsentierte einen beeindruckenden Solitär-Diamanten.جواهرساز یک الماس منفرد چشمگیر را ارائه داد.
  • Ein Solitär ist oft das Herzstück eines Verlobungsrings.یک سنگ قیمتی منفرد اغلب قلب یک انگشتر نامزدی است.