der Solitär
موجود یا گیاه تکزیست و منفرد، سنگ قیمتی (الماس) منفرد
Bedeutungen
1
موجود زنده (جانور یا گیاه) یا پدیدهای که به تنهایی زندگی میکند یا وجود دارد و از همنوعان خود جداست.
- Der alte Baum steht als Solitär auf der Wiese.درخت کهنسال به صورت منفرد در چمنزار ایستاده است.
- Ein einsamer Wolf, ein echtes Solitär, durchstreifte die Berge.گرگ تنهایی، یک تکزیست واقعی، در کوهستانها پرسه میزد.
- Diese Orchideenart wächst als Solitär und nicht in Kolonien.این گونه ارکیده به صورت منفرد رشد میکند و نه به صورت کلنی.
2
یک سنگ قیمتی، معمولاً الماس، که به تنهایی و بدون نگینهای دیگر تراشیده و یا در جواهر نصب شده است.
- Sie trug einen Ring mit einem großen Solitär.او انگشتری با یک الماس منفرد بزرگ به دست داشت.
- Der Juwelier präsentierte einen beeindruckenden Solitär-Diamanten.جواهرساز یک الماس منفرد چشمگیر را ارائه داد.
- Ein Solitär ist oft das Herzstück eines Verlobungsrings.یک سنگ قیمتی منفرد اغلب قلب یک انگشتر نامزدی است.