der Sommergast

Aussprache: /ˈzɔmɐˌɡast/
Worttrennung: Som·mer·gast
اسم

مهمان تابستانی، گردشگر تابستانی

Bedeutungen

1

شخصی که در فصل تابستان به عنوان مهمان یا گردشگر به مکانی می‌آید.

  • Die Stadt freut sich über jeden Sommergast.شهر از هر مهمان تابستانی استقبال می‌کند.
  • Als Sommergast genoss er die warmen Tage am Meer.او به عنوان مهمان تابستانی از روزهای گرم کنار دریا لذت برد.
  • Die Hotels sind im Sommer voller Sommergäste.هتل‌ها در تابستان پر از گردشگران تابستانی هستند.