sommern
تابستانی شدن، وارد تابستان شدن
Beispiele
- Es ''sommert'' draußen.بیرون تابستانی شده است.
Bedeutungen
1
(intransitiv, oft mit Ortsangabe)
تابستان را در مکانی خاص گذراندن، تابستانگذرانی کردن.
- Wir sommern dieses Jahr in den Bergen.ما امسال تابستان را در کوهستان میگذرانیم.
- Wo habt ihr letztes Jahr gesommert?سال گذشته کجا تابستانگذرانی کردید؟