der Sonderbevollmächtigter

Aussprache: /ˈzɔndɐbəˌfɔlmɛçtɪɡtɐ/
Worttrennung: Son·der·be·voll·mäch·tig·ter
اسم

نماینده ویژه، نماینده تام‌الاختیار

Bedeutungen

1

شخصی که از طرف یک مقام بالاتر یا سازمان، اختیارات ویژه‌ای برای انجام یک مأموریت یا وظیفه خاص دریافت کرده است.

  • Der Sonderbevollmächtigte verhandelte im Auftrag der Regierung.نماینده ویژه به نمایندگی از دولت مذاکره کرد.
  • Als Sonderbevollmächtigter reiste er in verschiedene Länder, um die Beziehungen zu verbessern.او به عنوان نماینده ویژه به کشورهای مختلف سفر کرد تا روابط را بهبود بخشد.
  • Die Ernennung eines Sonderbevollmächtigten soll die Krise lösen.انتصاب یک نماینده ویژه برای حل بحران در نظر گرفته شده است.