der Sonderbevollmächtigter
نماینده ویژه، نماینده تامالاختیار
Bedeutungen
1
شخصی که از طرف یک مقام بالاتر یا سازمان، اختیارات ویژهای برای انجام یک مأموریت یا وظیفه خاص دریافت کرده است.
- Der Sonderbevollmächtigte verhandelte im Auftrag der Regierung.نماینده ویژه به نمایندگی از دولت مذاکره کرد.
- Als Sonderbevollmächtigter reiste er in verschiedene Länder, um die Beziehungen zu verbessern.او به عنوان نماینده ویژه به کشورهای مختلف سفر کرد تا روابط را بهبود بخشد.
- Die Ernennung eines Sonderbevollmächtigten soll die Krise lösen.انتصاب یک نماینده ویژه برای حل بحران در نظر گرفته شده است.