das Sonnenbad
حمام آفتاب
Bedeutungen
1
فعالیت نشستن یا دراز کشیدن در معرض نور خورشید، معمولاً برای برنزه شدن یا لذت بردن از گرما.
- Am Wochenende gönnte sie sich ein entspannendes Sonnenbad am Pool.او در آخر هفته به خود اجازه داد تا یک حمام آفتاب آرامشبخش در کنار استخر بگیرد.
- Ein kurzes Sonnenbad kann gut für die Vitamin-D-Produktion sein.یک حمام آفتاب کوتاه میتواند برای تولید ویتامین D مفید باشد.
- Er lag auf der Liege und genoss das warme Sonnenbad.او روی تخت آفتاب دراز کشیده بود و از حمام آفتاب گرم لذت میبرد.