das Sonnenbad

Aussprache: /ˈzɔnənˌbaːt/
Worttrennung: Son·nen·bad
اسم

حمام آفتاب

Bedeutungen

1

فعالیت نشستن یا دراز کشیدن در معرض نور خورشید، معمولاً برای برنزه شدن یا لذت بردن از گرما.

  • Am Wochenende gönnte sie sich ein entspannendes Sonnenbad am Pool.او در آخر هفته به خود اجازه داد تا یک حمام آفتاب آرامش‌بخش در کنار استخر بگیرد.
  • Ein kurzes Sonnenbad kann gut für die Vitamin-D-Produktion sein.یک حمام آفتاب کوتاه می‌تواند برای تولید ویتامین D مفید باشد.
  • Er lag auf der Liege und genoss das warme Sonnenbad.او روی تخت آفتاب دراز کشیده بود و از حمام آفتاب گرم لذت می‌برد.