der Sonnenball

Aussprache: /ˈzɔnənˌbal/
Worttrennung: Son·nen·ball
اسم

قرص خورشید، گوی خورشید

Bedeutungen

1

ظاهر گرد و درخشان خورشید در آسمان، به ویژه هنگام طلوع یا غروب.

  • Der Sonnenball stieg langsam über den Horizont.قرص خورشید به آرامی از بالای افق طلوع کرد.
  • Wir sahen den roten Sonnenball im Meer versinken.ما قرص سرخ خورشید را که در دریا فرو می‌رفت، تماشا کردیم.
  • Der Sonnenball warf lange Schatten.قرص خورشید سایه‌های بلندی می‌انداخت.