die Sonnenbank

Aussprache: /ˈzɔnənˌbaŋk/
Worttrennung: Son·nen·bank
اسم

تخت برنزه کننده، سولاریوم

Bedeutungen

1

دستگاهی که با استفاده از لامپ‌های مخصوص اشعه ماوراء بنفش، پوست را برنزه می‌کند؛ سولاریوم.

  • Im Winter gehe ich manchmal auf die Sonnenbank, um etwas Farbe zu bekommen.در زمستان گاهی برای کمی رنگ گرفتن به سولاریوم می‌روم.
  • Die Sonnenbank sollte nur in Maßen benutzt werden.سولاریوم فقط باید در حد اعتدال استفاده شود.
  • Sie hat sich vor dem Urlaub auf der Sonnenbank gebräunt.او قبل از تعطیلات در سولاریوم برنزه شد.