die Sonnennähe

Aussprache: /ˈzɔnənˌnɛːə/
Worttrennung: Son·nen·nä·he
اسم

حضیض مداری (نزدیک‌ترین نقطه به خورشید)

Bedeutungen

1

در اخترشناسی، نزدیک‌ترین نقطه در مدار یک جرم آسمانی (مانند سیاره یا ستاره دنباله‌دار) به خورشید.

  • Der Komet erreicht seine Sonnennähe in diesem Monat.ستاره دنباله‌دار در این ماه به حضیض مداری خود می‌رسد.
  • Die Temperatur ist in der Sonnennähe am höchsten.دما در نقطه حضیض مداری بیشترین مقدار است.
  • Die Sonnennähe eines Planeten beeinflusst seine Umlaufzeit.نزدیک‌ترین نقطه مداری یک سیاره به خورشید بر زمان گردش آن تأثیر می‌گذارد.