die Sonorität

Aussprache: /ˌzonoʁiˈtɛːt/
Worttrennung: So·no·ri·tät
اسم

صدادهی، طنین‌اندازی، پرطنین بودن

Bedeutungen

1

کیفیت صدا که باعث می‌شود پرطنین، قوی و واضح به نظر برسد؛ طنین یا رزونانس صدا.

  • Die Sonorität seiner Stimme war beeindruckend.طنین صدای او تاثیرگذار بود.
  • Die Sonorität der Vokale trägt zur Melodie der Sprache bei.پرطنین بودن حروف صدادار به ملودی زبان کمک می‌کند.
  • Der Sänger nutzte die volle Sonorität seiner Lungen für den hohen Ton.خواننده از تمام ظرفیت ریه‌هایش برای تولید نت بالا استفاده کرد.