der Souvenirkäufer
خریدار سوغاتی
Bedeutungen
1
شخصی که سوغاتی میخرد، معمولاً در هنگام سفر یا بازدید از یک مکان توریستی.
- Die Souvenirkäufer drängten sich um die Stände.خریداران سوغاتی دور غرفهها ازدحام کرده بودند.
- Als Souvenirkäufer kaufte ich eine kleine Statue der Stadt.به عنوان خریدار سوغاتی، یک مجسمه کوچک از شهر خریدم.
- Der Laden hofft auf viele Souvenirkäufer während der Ferienzeit.این مغازه امیدوار است که در طول تعطیلات، خریداران سوغاتی زیادی داشته باشد.