der Souverän
حاکم، فرمانروا، صاحباختیار، پادشاه
Bedeutungen
1
فردی که بالاترین قدرت حاکمیت را در یک کشور یا قلمرو دارد؛ پادشاه، امپراتور یا رئیس دولت مستقل.
- Der Souverän hat das letzte Wort in allen wichtigen Entscheidungen.حاکم در تمام تصمیمات مهم حرف آخر را میزند.
- Der Souverän eines Landes ist für sein Volk verantwortlich.فرمانروای یک کشور مسئول مردم خود است.
- Die Macht des Souveräns wurde durch die Verfassung eingeschränkt.قدرت حاکم توسط قانون اساسی محدود شد.
2
به طور کلی، فرد یا نهادی که دارای استقلال کامل و قدرت نهایی در تصمیمگیری است.
- Das Unternehmen agiert als souveräner Akteur auf dem Markt.این شرکت به عنوان یک بازیگر مستقل در بازار عمل میکند.
- Jeder Mensch sollte ein souveräner Entscheider über sein eigenes Leben sein.هر انسانی باید تصمیمگیرنده مستقل درباره زندگی خود باشد.
- Die Region strebt nach einem souveränen Status.این منطقه به دنبال کسب جایگاه مستقل است.