die Souveränin

Aussprache: /ˌzuvəˈrɛːnɪn/
Worttrennung: Sou·ve·rä·nin
اسم

حاکم زن، فرمانروای زن

Bedeutungen

1

زن حاکم، فرمانروای زن، ملکه یا امپراتریس که قدرت سیاسی و حاکمیت را در دست دارد.

  • Die Souveränin regierte ihr Land mit Weisheit und Gerechtigkeit.حاکم زن کشورش را با خرد و عدالت اداره می‌کرد.
  • Als Souveränin hat sie die letzte Entscheidungsgewalt.به عنوان حاکم زن، او اختیار تصمیم‌گیری نهایی را دارد.
  • Die Geschichte kennt viele mächtige Souveräninnen.تاریخ حاکمان زن قدرتمند زیادی را می‌شناسد.