die Souveränität

Aussprache: /zuvɛʁɛniˈtɛːt/
Worttrennung: Sou·ve·rä·ni·tät
اسم

حاکمیت، استقلال، تسلط بر نفس و اعتماد به نفس

Bedeutungen

1

حق حاکمیت کامل و استقلال یک دولت یا ملت بر قلمرو خود؛ همچنین به معنای تسلط بر خود، اعتماد به نفس و توانایی تصمیم‌گیری مستقل.

  • Die Souveränität des Landes wurde durch den Vertrag gestärkt.حاکمیت کشور از طریق این معاهده تقویت شد.
  • Sie zeigte große Souveränität im Umgang mit der schwierigen Situation.او در برخورد با وضعیت دشوار، تسلط بر نفس بالایی از خود نشان داد.
  • Die Wahrung der nationalen Souveränität hat oberste Priorität.حفظ حاکمیت ملی اولویت اصلی است.