die Spätzünderin

Aussprache: /ˈʃpɛːtˌtsʏndərɪn/
Worttrennung: Spät·zün·de·rin
اسم

دیرشکوفا (مونث)، کسی که دیر به بار می‌نشیند (مونث)

Bedeutungen

1

شخص مونثی که استعداد یا توانایی‌هایش دیرتر از حد معمول شکوفا می‌شود یا به موفقیت می‌رسد.

  • Sie war eine Spätzünderin, die erst mit dreißig ihren Traumberuf fand.او دیرشکوفا بود که تازه در سی سالگی شغل رویایی خود را پیدا کرد.
  • Als Spätzünderin brauchte sie etwas länger, um sich in der neuen Rolle zurechtzufinden.او به عنوان یک دیرشکوفا، کمی بیشتر طول کشید تا خود را با نقش جدید وفق دهد.
  • Die Lehrerin erkannte, dass sie eine Spätzünderin war und förderte sie entsprechend.معلم متوجه شد که او دیرشکوفا است و او را به همان نسبت حمایت کرد.