der Spökenkieker
پیشگو، کسی که حوادث ماوراءالطبیعه یا آینده را میبیند (گویش شمال آلمان)
Bedeutungen
1
اصطلاحی در گویش شمال آلمان (به ویژه در منطقه مونسترلند) برای فردی که ادعا میکند میتواند آینده را ببیند، غیبگویی کند یا با ارواح ارتباط برقرار کند؛ پیشگو.
- Die Leute glaubten, er sei ein Spökenkieker und könne die Zukunft sehen.مردم باور داشتند که او یک پیشگو است و میتواند آینده را ببیند.
- In alten Geschichten taucht oft ein Spökenkieker auf.در داستانهای قدیمی اغلب یک پیشگو ظاهر میشود.
- Sie nannte ihn einen Spökenkieker, weil er immer von seltsamen Dingen sprach.او او را پیشگو نامید زیرا همیشه از چیزهای عجیب صحبت میکرد.