der Spötter

Aussprache: /ˈʃpœtɐ/
Worttrennung: Spöt·ter
اسم

مسخره‌کننده، ریشخندکننده؛ (جانورشناسی) سسک

Beispiele

  • Er konnte alle ''Spötter'' Lügen strafen.او توانست دروغ بودن ادعای همه مسخره‌کنندگان را ثابت کند.
  • Der Junggeselle ist ein ''Spötter'', und er weiß genau, was er erzählt.این مرد مجرد یک مسخره‌کننده است و دقیقاً می‌داند چه چیزی تعریف می‌کند.