der Spötter
مسخرهکننده، ریشخندکننده؛ (جانورشناسی) سسک
Beispiele
- Er konnte alle ''Spötter'' Lügen strafen.او توانست دروغ بودن ادعای همه مسخرهکنندگان را ثابت کند.
- Der Junggeselle ist ein ''Spötter'', und er weiß genau, was er erzählt.این مرد مجرد یک مسخرهکننده است و دقیقاً میداند چه چیزی تعریف میکند.