die Spürnase

Aussprache: /ˈʃpyːɐ̯ˌnaːzə/
Worttrennung: Spür·na·se
اسم

بینی کنجکاو/تیزبین، حس ششم

Bedeutungen

1

به صورت مجازی، فردی که توانایی یا تمایل زیادی برای کشف یا یافتن چیزهای جدید، به ویژه اطلاعات یا فرصت‌ها دارد؛ فردی کنجکاو و باهوش.

  • Mit seiner Spürnase für gute Geschäfte hat er viel Erfolg.او با حس کنجکاوی‌اش برای معاملات خوب، موفقیت زیادی کسب کرده است.
  • Die Journalistin hat eine echte Spürnase für Skandale.آن روزنامه‌نگار حس ششم واقعی برای رسوایی‌ها دارد.
  • Er hat eine Spürnase dafür, wo die besten Schnäppchen zu finden sind.او در یافتن بهترین معاملات ید طولایی دارد.