die Spange

Aussprache: /ˈʃpaŋə/
Worttrennung: Span·ge
اسم

گیره، سگک، سنجاق، ارتودنسی (دندان)

Bedeutungen

1

قطعه‌ای فلزی یا پلاستیکی که برای بستن یا نگه داشتن چیزی به کار می‌رود، مانند سگک کمربند یا گیره مو.

  • Die Spange ihres Gürtels war kaputtgegangen.سگک کمربند او شکسته بود.
  • Sie steckte eine kleine Spange in ihre Frisur.او یک گیره کوچک در مدل موی خود قرار داد.
  • Die Spange hält die beiden Teile des Armbands zusammen.این گیره دو قسمت دستبند را به هم نگه می‌دارد.
2

دستگاه ارتودنسی که برای صاف کردن دندان‌ها یا اصلاح ناهنجاری‌های فک استفاده می‌شود.

  • Der Zahnarzt hat ihm eine Spange für die Zähne empfohlen.دندانپزشک برای دندان‌های او ارتودنسی توصیه کرده است.
  • Die Spange muss zwei Jahre lang getragen werden.ارتودنسی باید دو سال پوشیده شود.
  • Nach dem Entfernen der Spange sind die Zähne gerade.پس از برداشتن ارتودنسی، دندان‌ها صاف هستند.