die Spannkraft

Aussprache: /'ʃpankʁaft/
Worttrennung: Spann·kraft
اسم

انعطاف‌پذیری، قدرت ارتجاعی، نیروی کشش

Bedeutungen

1

توانایی یک ماده یا جسم برای بازگشت به شکل اصلی خود پس از کشیده شدن، فشرده شدن یا تغییر شکل یافتن.

  • Die Spannkraft des Gummibandes ist nach mehrmaligem Gebrauch geringer geworden.قدرت ارتجاعی کش لاستیکی پس از چندین بار استفاده کاهش یافته است.
  • Gute Matratzen müssen eine hohe Spannkraft besitzen, um den Körper optimal zu stützen.تشک‌های خوب باید قدرت ارتجاعی بالایی داشته باشند تا از بدن به بهترین نحو حمایت کنند.
  • Die Spannkraft des Materials sorgt dafür, dass sich die Kleidung gut anpasst.انعطاف‌پذیری پارچه باعث می‌شود لباس به خوبی روی بدن بنشیند.
2

نیروی کششی که در اثر کشیدگی یا پیچش در یک جسم ایجاد می‌شود.

  • Die Spannkraft der Sehne muss groß genug sein, um den Pfeil weit zu schießen.نیروی کشش زه باید به اندازه‌ای زیاد باشد که تیر را دور پرتاب کند.
  • Die Spannkraft der Feder treibt die Uhr an.نیروی کشش فنر، ساعت را به حرکت در می‌آورد.
  • Ingenieure berechnen die Spannkraft, die auf die Brückenkonstruktion wirkt.مهندسان نیروی کششی را که بر سازه پل وارد می‌شود، محاسبه می‌کنند.