اسم
برنامه ریاضتی، برنامه صرفهجویی
جملات نمونه برای Sparprogramm:
„Mit Notverordnungen setzte Brüning sein ''Sparprogramm'' teilweise gegen die parlamentarische Mehrheit durch.“
«برونینگ با فرمانهای اضطراری، برنامه ریاضتی خود را تا حدی برخلاف اکثریت پارلمان اجرا کرد.»