der Sparzwang
اجبار به صرفهجویی
Bedeutungen
1
وضعیت یا فشاری که افراد یا سازمانها را مجبور به کاهش هزینهها و صرفهجویی میکند، اغلب به دلیل مشکلات مالی.
- Wegen der Wirtschaftskrise herrscht ein starker Sparzwang in vielen Behörden.به دلیل بحران اقتصادی، در بسیاری از ادارات اجبار شدیدی به صرفهجویی وجود دارد.
- Der Sparzwang im öffentlichen Sektor hat zu Stellenstreichungen geführt.اجبار به صرفهجویی در بخش دولتی منجر به تعدیل نیرو شده است.
- Die Familie sah sich einem enormen Sparzwang gegenüber und musste Ausgaben kürzen.این خانواده با اجبار شدیدی به صرفهجویی روبرو بود و مجبور شد هزینهها را کاهش دهد.