der Spazierstock

Aussprache: /ʃpaˈtsiːɐ̯ˌʃtɔk/
Worttrennung: Spa·zier·stock
اسم

عصای پیاده‌روی، عصا

Bedeutungen

1

عصایی که برای کمک به راه رفتن یا به عنوان یک وسیله تزئینی هنگام پیاده‌روی استفاده می‌شود.

  • Der alte Herr stützte sich beim Gehen auf seinen Spazierstock.پیرمرد هنگام راه رفتن به عصای خود تکیه می‌داد.
  • Sie kaufte sich einen eleganten Spazierstock als modisches Accessoire.او یک عصای شیک به عنوان یک اکسسوری مد روز خرید.
  • Der Spazierstock war aus dunklem Holz gefertigt und hatte einen silbernen Griff.عصای پیاده‌روی از چوب تیره ساخته شده بود و دسته‌ای نقره‌ای داشت.