die Speerspitze
نوک نیزه؛ (مجازاً) پیشتاز، نیروی محرکه
Bedeutungen
1
قسمت نوک تیز و فلزی یا سنگی یک نیزه که برای حمله یا دفاع استفاده میشود.
- Die Speerspitze glänzte im Sonnenlicht.نوک نیزه در نور خورشید میدرخشید.
- Der Krieger schwang seinen Speer mit der scharfen Speerspitze.جنگجو نیزه خود را با نوک تیزش تاب داد.
- Die Speerspitze des Speeres war aus Bronze.نوک نیزه از برنز ساخته شده بود.
2
به صورت مجازی، به معنی پیشروترین، مهمترین یا نیروی محرکه یک گروه، جنبش یا ایده.
- Diese Forscher bilden die Speerspitze der wissenschaftlichen Entwicklung.این پژوهشگران در خط مقدم توسعه علمی قرار دارند.
- Die neue Technologie ist die Speerspitze des Fortschritts.این فناوری جدید، نیروی محرکه پیشرفت است.
- Sie war die Speerspitze der Frauenbewegung in den 1970er Jahren.او در دهه ۱۹۷۰ پیشتاز جنبش زنان بود.