die Speerspitze

Aussprache: /ˈʃpeːɐ̯ˌʃpɪt͡sə/
Worttrennung: Speer·spit·ze
اسم

نوک نیزه؛ (مجازاً) پیشتاز، نیروی محرکه

Bedeutungen

1

قسمت نوک تیز و فلزی یا سنگی یک نیزه که برای حمله یا دفاع استفاده می‌شود.

  • Die Speerspitze glänzte im Sonnenlicht.نوک نیزه در نور خورشید می‌درخشید.
  • Der Krieger schwang seinen Speer mit der scharfen Speerspitze.جنگجو نیزه خود را با نوک تیزش تاب داد.
  • Die Speerspitze des Speeres war aus Bronze.نوک نیزه از برنز ساخته شده بود.
2

به صورت مجازی، به معنی پیشروترین، مهم‌ترین یا نیروی محرکه یک گروه، جنبش یا ایده.

  • Diese Forscher bilden die Speerspitze der wissenschaftlichen Entwicklung.این پژوهشگران در خط مقدم توسعه علمی قرار دارند.
  • Die neue Technologie ist die Speerspitze des Fortschritts.این فناوری جدید، نیروی محرکه پیشرفت است.
  • Sie war die Speerspitze der Frauenbewegung in den 1970er Jahren.او در دهه ۱۹۷۰ پیشتاز جنبش زنان بود.