speichern
ذخیره کردن، انبار کردن
Beispiele
- Ein Stausee ist dazu da, Wasser für trockene Zeiten zu ''speichern.یک دریاچه سد برای ذخیره آب برای زمانهای خشک سال است.
- Dunkle Steine ''speichern'' die Sonnenwärme besser als helle.سنگهای تیره گرمای خورشید را بهتر از سنگهای روشن ذخیره میکنند.
- In Wüsten erweckt erst der Regen einige Pflanzen zum Leben. Andere überleben die Dürre, indem sie Wasser in ihren Stängeln oder Wurzeln ''speichern.در بیابانها تنها باران است که برخی گیاهان را به زندگی برمیگرداند. برخی دیگر با ذخیره کردن آب در ساقه یا ریشههای خود، خشکسالی را از سر میگذرانند.
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
اطلاعات، دادهها، کالاها یا انرژی را برای استفاده بعدی نگهداری کردن؛ ذخیره یا انبار کردن.
- Vergessen Sie nicht, Ihre Arbeit zu speichern!فراموش نکنید که کارتان را ذخیره کنید!
- Das Kraftwerk speichert Energie für Spitzenzeiten.نیروگاه انرژی را برای زمانهای اوج مصرف ذخیره میکند.
2
etwas (Akkusativ)
چیزی را در حافظه خود نگه داشتن؛ به خاطر سپردن.
- Das Gehirn kann eine enorme Menge an Informationen speichern.مغز میتواند حجم عظیمی از اطلاعات را ذخیره کند.
- Er hat alle wichtigen Daten auf einer externen Festplatte gespeichert.او تمام دادههای مهم را روی یک هارد دیسک خارجی ذخیره کرده است.