das Speiseöl

Aussprache: /ˈʃpaɪ̯zəˌʔøːl/
Worttrennung: Spei·se·öl
اسم

روغن خوراکی

Bedeutungen

1

روغنی که از گیاهان یا حیوانات به دست می‌آید و برای پخت و پز، سرخ کردن یا به عنوان چاشنی در غذا استفاده می‌شود.

  • Für diesen Salat verwende ich am liebsten Olivenöl als Speiseöl.برای این سالاد، من ترجیح می‌دهم از روغن زیتون به عنوان روغن خوراکی استفاده کنم.
  • Das Speiseöl sollte nicht zu heiß werden, sonst verbrennt es.روغن خوراکی نباید خیلی داغ شود، وگرنه می‌سوزد.
  • Sonnenblumenöl ist ein weit verbreitetes Speiseöl in Deutschland.روغن آفتابگردان یک روغن خوراکی رایج در آلمان است.