speisen
غذا خوردن، تغذیه کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
غذا خوردن، به ویژه در یک وعده رسمی یا در رستوران؛ تغذیه کردن (بیشتر در ادبیات یا زبان رسمی).
- Wir speisen heute Abend in einem feinen Restaurant.ما امشب در یک رستوران شیک شام میخوریم.
- Die Gäste speisten in feierlicher Runde.مهمانان در فضایی رسمی غذا خوردند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas speisen)
به کسی یا چیزی غذا دادن، تغذیه کردن.
- Die Eltern speisen ihre Kinder jeden Tag.والدین هر روز به فرزندانشان غذا میدهند.
- Der Bauer speist sein Vieh mit frischem Heu.کشاورز دامهایش را با یونجه تازه تغذیه میکند.